![]() |
![]() |
|
| .:روزهای بی خاطره ام را می نگارم:. |
|
|||||||
|
+ نوشته شده در
نوزدهم مهر 1385ساعت 12:8 توسط مریم |
|
|||||||
|
شروع قصه با تو ، با تو که بیقراری با تو که تا طلوع غزل ادامه داری فتح ترانه با من ،که با تو بی نیازم به جز نگاه گرمت به چی باید بنازم؟ کشف ستاره با ما تو شب بی ستاره به جز من و تو این شب ستاره ای نداره ستاره با اشاره ات میاد رو سقف رویا خیره به فردای ماست چشم تموم دنیا شروع قصه با تو که روح قصه هستی چه عاشقانه بر شب راه گریز و بستی شکار واژه با من که شاعر چشاتم رفیق فصل غصه همیشه پا به پاتم شکوه لحظه با ما که عاشقیم و عاشق پر از ترانه هستن تموم این دقایق.... |
|
+ نوشته شده در
دوم مهر 1385ساعت 11:18 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چه جهل مقدسی است آنگاه
که انسان بعد از سالها رنج و تکاپو می فهمد که هنوز هیچ نمی فهمد و چه علم نامقدسی است وقتی که خدا در متن آگاهیهای انسان نباشد |
| پیوندهای روزانه |
|
خاطرات یک مسافر اسپنتمان عاشق مترسک ایلیای عزیز قلم به دست مزدور آیه های زمینی سیما حجازی عبدالرضا شهبازی ضرب در صفر سکوت ابدی زندگی سگی عسل گیسو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
مریم پارسا |
| پیوندها |
|
خاکستر |
|
RSS
|