![]() |
![]() |
|
| .:روزهای بی خاطره ام را می نگارم:. |
|
پشت این پنجره یک نا معلوم
نگران من و توست....
راستی کسی نگران من و توست...صدای خودم توی سرم می پیچد این روزها.حال خوبی ندارم.چرایش را هم نمی دانم...شاید باز امتحانی در راه است.کسی چه می داند؟ |
|
+ نوشته شده در
یازدهم دی 1386ساعت 19:34 توسط مریم |
|
|
صفحه نخست پست الکترونیک آرشیو |
| درباره وبلاگ |
چه جهل مقدسی است آنگاه
که انسان بعد از سالها رنج و تکاپو می فهمد که هنوز هیچ نمی فهمد و چه علم نامقدسی است وقتی که خدا در متن آگاهیهای انسان نباشد |
| پیوندهای روزانه |
|
خاطرات یک مسافر اسپنتمان عاشق مترسک ایلیای عزیز قلم به دست مزدور آیه های زمینی سیما حجازی عبدالرضا شهبازی ضرب در صفر سکوت ابدی زندگی سگی عسل گیسو آرشیو پیوندهای روزانه |
| نویسندگان |
|
مریم پارسا |
| پیوندها |
|
خاکستر |
|
RSS
|