تبليغاتX
درخت بی سایه - گریه کنم یا نکنم قصه به انتها رسید

میگن دستای پاک تو مهمون دستای دیگه است

میگن نگات پیش منه اما دلت جای دیگه است

میگن دروغ بوده که تو تا آخرش مال منی

چشمهای رنگ عسلت دنبال چشمهای دیگه است

آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟!

آدم میتونه بد باشه، مگه فرشته هم بده؟

با شب و مهتاب شنیدم این روزها خلوت می کنی

میگن تو خواب رو رویاها ت خورشید و دعوت می کنی

چرا دستای عاشقت رنگ تابستون نمی شه؟

وقتی که نیستم اون چشات خونه بارون نمی شه؟

میون راهت نکنه قلبتو دادی به کسی!

اون کیه که به جای من شبها براش دلواپسی؟

تو اهل آسمونایی ، اون آسمونای بلند

فرشته آرزوها م به گریه های من نخند.

آخه مگه فرشته هم رسم شکستن بلده؟!

آدم میتونه بد باشه، مگه فرشته هم بده؟

نوشته شده توسط مریم در ساعت 9:35 | لینک  |